خط داستانی
بیچ ویله داستان مرد امروزین طبقه متوسط است که بین آرزوها و ارزشهایش گیر افتاده است. او رویای داشتن خانه بزرگ، ماشین، سفرهای خارجی و غیره را در سر دارد؛ اما درآمد محدودش او را عقب میزند. پدربزرگ بیچ ویله یک مبارز آزادی با «بابوجی» بود. «بابوجی» با عشقی به او نامی به همان شکل «بیچ ویله» داده بود که او هم با محبت به نام خانوادگیاش اضافه کرد، چون در وسط هر وضعیتی گرفتار میشد. او در میان مبارزه آزادی بود و توسط بریتانیاییها کتک خورد و اکنون این نسل از سیستم ضربه میخورد. خانواده بیچ ویله هنوز از «بابوجی» تمام مشکلاتشان را پاسخ میطلبد چون همچنان باور دارند که «بابو» نگاه میکند.