خط داستانی
بعد از عروسی دانجا و تماش، و همچنین جولیّا و دوسان، این دو خانواده دیگر فقط در روابط همسایگی نیستند، بلکه در روابط خانوادگی نیز هستند. دو زوج جوان باید تصمیمات مهمی در زندگی بگیرند و با مسائلی کنار بیایند که بسیاری از زوجهای تازهازدواج کرده با آنها دست و پنجه نرم میکنند. والدین برای کمک به همه چیز حضور دارند و گاهی حتی خودشان هم کمک میکنند. رقابت بین دو پدر، شاندور و یووان، شدت میگیرد و همسرانشان، ندا و کاتیچا، اغلب باید به عنوان واحد میانی عمل کنند. اینکه زندگی مشترک آسان نیست، فرزندانشان نیز از طریق یک مجموعه موقعیتهای دشوار و همچنین کمدی با آن آشنا میشوند...