خط داستانی
پس از خدمت پنجاه سال زندان، یک قاتل سریالی مشهور که دوباره تغییر کرده توسط کارآگاه قتل برای دستگیری کپیکَش خود استخدام میشود. در سال دو هزار و سه، چارلی سورلند هفتاد ساله از صف محکومیت اعدام بهطور مشروط رها میشود و با داستانی دربارهٔ آزادی و جلوگیری از خشونتها برای تاثیر بر دیگران، جیسون لوترا با دیدن این خبر به فضل و نوشایشی خطرناک روی میآورد و تقلید از سبک عملیات چارلی را آغاز میکند. کارآگاه برنت لو به شباهتها پی میبرد و با استفاده از چارلی کمک میگیرد تا راهکار ذهنی کپیکَش خود را درک کند و وعده عفو کامل برای دستگیری ارائه میدهد.