خط داستانی
ییلماز جوانی است که بین رویاهایش و پدرش در شهری کوچک در آناتولی گیر کرده است. بزرگترین رویايش خرید یک تراکتور کوچک است تا راهی برای راهاندازی کسب و کار خودش باز شود. با این حال، هم پدر و هم شرایط زندگی در منطقه موانع اصلی برای رسیدن به کوچکترین رویاهایش هستند. ییلماز به همراه دوست نزدیکش که مانند او دنبال رویاهایش میگردد، هر روز به دنبال فرصتهای تازه و مختلف میگردد.