خط داستانی
پال کرگو و همراهانش نمیتوانند بپذیرند که میبارد که میخواهد پاب فروریخته به دلیل اینکه کارمند مشروبفروشِ «فلچباو» به دلیل ازدواج اینترنتی با تاجر غذایی عادی به نام هانسی فالکنهاین والدشتن و میخواهد زندگی تازهای در اتریش آغاز کند. کرگو و همبازیاش برنِد که عشق پنهانی به او دارد، از Ecki محافظت میکند و به آزمایش ازدواج او در سالهای پایانی میروند تا جلوی آمادهسازی عروسی را بگیرند. گفتوگوهای محلی با پیرمردی که به تهمتها پاسخ میدهد و هانی را فریب میدهد تا حقیقت را بر سر عروس آیندهاش روشن کند، چیزی جز درستی را نشان میدهد که تنها چند ساعت تا عروسی باقی است.