یک دیگری
Ein Anderer
یک زن جوان. پوستی جوان، نگاهی پیر، موهایی آشفته و یک پالتوی گشاد. او دو سال گذشته را در یک بیمارستان روانپزشکی زندگی کرده است. پس از آزادی، او به همراه بهترین دوستش جاناتان، یک شروع مجدد را به عنوان روزنامهنگار امتحان میکند.