خط داستانی
اکاکی معلم مدرسه است که به طور غیرمنتظره وار وارث یک میلیاردر رو به زوال میشود که دارایی هایش را در سرتاسر جهان فروخته و به وطنش گرجستان بازگشته است. اکاکی به او قول میدهد که فیلسوفانه و از راه بخشش عمل کند. ناشناس به سراغ افراد مختلف میرود و یا کمکهای خیریه برای آنان فراهم میکند. او احساس میکند عمرش برای کمک به همه دنیا کافی نیست و زمینهٔ مذهبیاش به او اطمینان میدهد که پایان نزدیک است. در نهایت باور دارد که شاید پایان دنیا رخ ندهد و تا زمانی که به همنوعانمان کمک کنیم آیندهای امیدبخش وجود دارد