خط داستانی
کیو، میزبان تنها، روزهای خود را در خیابانهای سرد توکیو با پیشنهاد دادن به مردان میگذراند و توسط قواد خشنش، تتسویا، کتک میخورد. روزی بخت او رو به تغییر میگذارد وقتی با خارجی خوشبرخوردی به نام آنچین آشنا میشود و عشقی بینشان شکوفا میگردد، اما بهزودی همهچیز فرو میپاشد وقتی او باردار میشود. با شنیدن این خبر، آنچین از توکیو فرار میکند. کیو که دیگر جایی برای رفتن ندارد، به افعی پناه میبرد، روح کینهای که از زمان تولد همراه او بوده است.