خط داستانی
این فیلم سفر مبارزهای کریم بلقاسم، یکی از چهرههای اصلی جنگ الجزایر را بازسازی میکند. وقتی در اکتبر ۱۹۴۷ از پادگاه دِلس درگذشتند و روز پس از جنگ جهانی دوم بود، کریم بلقاسم بیستوسه سال داشت. او مردی است که از کشتارهای مه در ستيف، گلمّا، خِراتا و چند موضع دیگر کشور ویرانشده به خشم آمده است. اما بالاتر از همه، جوانی الجزایری است که آینده الجزایر را میسنجد. در ۲۱ مارس ۴۷، کریم در ۲۵ سالگی تفنگ زیرزمینی «استن» خود را از خاک بیرون آورد، به رئیس قبیلهاش که خواهری و بیخرد نبود، اعمالی انجام داد. او با شش همراه به مخفیگاه میرود. او این بخش از الجزائر را با یک شبکه متراکم و پررسانه گره میزند با هدف واحدِ انجام عملی که به شعلهور شدن نبرد مسلحانه در ۱۱۱۱۹۵۴ میانجامد.