خط داستانی
در مأموریت تنهایی به سوی مرکز ستارهای آلفا، میلتین با نیمانی ۱۳۴۵، یک سایبورج زن که برای برآورده کردن تمامی نیازهای او طراحی شده است، همپر میشود. در ابتدا از توانایی کنترل او هیجانزده است، اما سبستین از پاسخهای برنامهریزیشدهاش خسته میشود و برای دستیابی به صمیمیت انسانی، پاسخهای نیمانی را تغییر میدهد، اما در انجام این کار امنیت مأموریت و جان خودش را به خطر میاندازد.