خط داستانی
داستان عاشقانه ای میان دو بیپایان در حرکت است: نوجوانی ساده و یک معاملهگر راکد. اکاج، به Mecca برخورد میکند و او او را زیر پر و بال خود میگیرد. Mecca از بیماری ایدز رنج میبرد و مشکلاتی نیز دارد. او تمام روز مصرف مواد دارد اما همچنان تنها صوت عقل در دنیای ناامید اکاج است. آنها با هم در شهر به دنبال پول و پناه میگردند. گرچه اکاج مقداری پول برای کارهای ناچیز به دست میآورد، اما خود را در شهر بیچاره مییابد و برای زنده ماندن به چیزی که لازم است دست نمییابد. تنهایی مشترکشان به دوستی واقعی بدل میشود.