خط داستانی
دانیلا شانزده سال دارد و کاتیای او دو برابر سنش است. او ساعاتی به تماشای او از یک حظیره قدیمی در جنگل مینگرد تا اینکه پدر دانیلا با گرهی از مشکلاتش به در خانه کاتیا می آید. پدر و پسر درگیر آشوبی میشوند که همسایه به همسایه جبهه میگیرد و زندگی همه را به سوی فاجعه میکشاند.