خط داستانی
دو غریبه - مایا، مهاجر نپالی که شبکاری میکند تا آیندهای بسازد، و دانی، سرباز بازنشسته سیاهپوستی که بهدنبال گرما و پناه است - بر سر یک فضای کوچک با هم برخورد میکنند. مایا برای تعلق گرفتن به قانون دست دراز میکند، سپس به سمت تفنگ میرود.