خط داستانی
دن در مسیر اشتباهی است؛ مشروبات و جدایی از مدرسه و درگیری با پدر. شبی که این مسیر به جایی میبرد که باغی وحشی با زنگ بادی است. او پسری به نام اِنو را میبیند که رفتار عجیبی دارد و او را آزار میدهد. با این حال دن بارها بازمیگردد و در نهایت میفهمد چرا چنین است. این داستان بعد از سیلِ فروردین دوهزار و چهاردهم در هونیارا تصویربرداری شده و به ما یادآور میکند آن چه شکسته میشود همچنان میتواند بخواند.