خط داستانی
بعد از مرگ شوهرش سکوت و تنهایی در خانه پیرزن حکمفرماست او روال روزانه را بهترین دوست و پناهگاه ایمان خود می داند تنها در رویاهایش از چهار دیوار فرار می کند به دنیای جادویی بدون کلام که دریا به زبان می گوید روزهای او بین زندگی واقعی و رویاها می گذرد تا اینکه سگ خیابانی به در خانه اش می رسد