خط داستانی
اتسوکو، نویسندهٔ افسانههای کودکانه در حال رسیدن به خانه بود که نسخهٔ دستنوشتهاش از سوی ناشر رد شد و درقطار توسط کوئیچی مورد آزار قرار گرفت. با این حال کوئیچی فهمید او در کنار او گریه میکند و از این رو تعجب کرد. اتسوکو به دنبال تزلزل از قطار بیرون پرید و دستنوشتهاش را رها کرد. کوئیچی آن را برداشت اما نتوانست او را فراموش کند؛ چند روز بعد آن را به اتسوکو داد، با مخفی نگه داشتن هویتش. وقتی کوئیچی به داستان پری او ستایش کرد، اتسوکو تصمیم گرفت او را به عنوان شاهزادهٔ خود در نظر بگیرد