خروج امن
Safe Exit
سَمان، جوانی مسیحی، نگهبان امنیتی در ساختمانی مسکونی در مرکز شهر قاهره است. ساکت و درونگراست و شبها داستان مینگارد و رویای انتشار نخستین رمان خود را دنبال میکند. زیر سطح آرامش او زخمهای عمیقی دارد—اثرات ماندگار PTSD مزمن که از دست دادن تروماتیک پدرش در حمله تروریستی در لیبی در دوران کودکی ریشه میگیرد. روزی در ميان هیاهو و روزمرگی شهر، سمان با فاطمه، دختر مسلمان جوانی برخورد میکند. آنچه با یک برخورد ساده آغاز میشود به دوستی فراموشنشدنی تبدیل میشود که دیوارهای تروما را آرام آرام میشکند.