خط داستانی
آلوارو توکانو پس از چهل سال به زادگاهش بازمی گردد. سفری برای دیدار دوباره با اصالت ها، رسوم، خانواده و دوستانی که زمانی به خاطر فرار از بازداشتگاه های مدرسه های شبانه روزی سیسیلی و دولت از میهن خود دور شده بود و به دلیل افشای نسل کشی فرهنگی علیه مردمش به شهرت بین المللی رسید. این سفر درخواست پدرش را برای پذیرفته شدن به آیینهای گذر از طریق شیپورهای مقدس و رقص جوراپاری عملی میکند، مراسمی که آلوارو به خاطر آموزش در مدارس شبانه روزی نتوانست در آن شرکت کند و مرزبندی های آموزشی جوانان را محکوم کرد. بازگشت او ون منتؤی از مدرسه ها در ویرانه است و مردمش به تدریج به بازگرداندن آیینهای مقدس که ماشین فراموشی سعی در نابودیش داشت، میپردازند.