خط داستانی
دِیو یک بازیگر است که به لسآنجلس مهاجرت میکند، کاملاً بدون ارتباطات و آشنایان. تحقیرها و بیادبیها به زودی piling up میشوند. پس از مبارزهای بینتیجه، دِیو تصمیم میگیرد از طریق رویکردی غیرمتعارف و «هر کاری که انجام میشود» خود را مطرح کند — او به منظور ایجاد شبکه به AA میپیوندد؛ برای شبکهسازی وارد سانتر Scientology میشود؛ به احتمال اهدا کلیه به یک ستاره سالخورده سینما برای گرفتن نقشی در فیلم همان ستاره سالخورده فکر میکند؛ عکس و نمایشیاش را روی شیشه خودروهای پارکشده در خارج از کلیسای Brentwood که در آن مجلس ترحیم برای مدیر افتصادی است میگذارد، و غیره.