دیدم جآن Gabriel را
I Saw Juan Gabriel
سانتیاگو، صاحب تفنگی که از ورود به مشکلاتی در روستا رنج می کشد، به دان کباللو می رسد تا به خلاص از یک سگ مزاحم کمک کند. در همین حال، روستای پر از تراژدی آن ها روح خوانندهٔ فقید جان گابریل را می بیند