ابریشم آبی
Air Blue Silk
اکا یک مجری تلویزیونی موفق در تفلیس است که زندگیاش با خودکشی عمهاش - یک مهاجر اقتصادی که هرگز برایش وقت نداشته، به هم میریزد. نیکا یک برنامهنویس است که به طور وسواسگونهای روی هوش مصنوعی در پناهگاه آپارتمانش کار میکند. در خیابانهای شهر، یک کارگر در یک سایت ساختمانی که بهخوبی تنظیم نشده، به مرگ میافتد. بهطور مختصر، این دنیاها به هم میرسند، اما دوباره تحت فشار تنهایی خودخواسته از هم جدا میشوند. و شهری که در یک چرخه بیپایان گرفتار شده، پر از پژواکهای بیشماری است.