یک کوسه
A Shark
ماهیگیر جوان چول که در جزیره زندگی میکند در تابستان گرم به شهری میرسد تا کوسه سفیدی را به دوستش جونگ-گو نشان دهد. جونگ-گو که در جایی قمار میکند حضور ندارد و کوسه در کیسهٔ چول خراب میشود. یو-سو، که در پارک با چول آشنا شده بود، از زندان آزاد میشود و در کوچه و خیابان به دنبال یافتن خانهٔ خود است. زن دیوانهای به نام ائون-سک با امید باران در نور آفتاب شدید پارک آغاز به تعقیب چول و یو-سو میکند. او بازار بو گندِ پوسیدهٔ کوسه را بوی فرزند مردهٔ خود میداند.