هرتز هفت
7Hz
آنا در ناحیه ای دورافتاده در حاشیه شهر فرود می آید. یک ایستگاه تلفن عمومی مانند آخرین تّم تنی روی زمین ایستاده است. این حدود رسمی شهر است. آنا قصد فرار دارد. اما هنگامی که اپراتور تلفن به انتهای خط از او شک می کند، آنا متوجه می شود که زمان برای او می گذرد.