خط داستانی
ساندیپ، مرد مجردی میانسال که اخیراً پیوند قلب دریافت کرده است، برای شرکت در نامزدی دختر اهداکننده قلبش، هرثا، به پونا سفر میکند. نامزدی او شکست میخورد و همان روز ساندیپ به پشت خود آسیب میبیند و مجبور میشود برای چند هفته در پونا بماند، در خانه اهداکننده قلبش – که او یک سرزمینی با روحیه ماجراجو بود و نظامیگری به نام سرهنگ بود.