رژلب
Lipstick
صباحالدین، یک پسر ده ساله، برای کمک به معاش خانوادهاش در خیابانها آب و چای میفروشد. او با کمک تخیلش و ابرقهرمانهای کتابهای مصوری که میخواند، از مرزهای جهان خشنِی که در آن به دنیا آمده فراتر میرود. وقتی متوجه میشود مردم وجودش را درک نمیکنند، فکر میکند نامرئی است. تنها آرزویش این است که دیده شود. رژلبی که صباحالدین برای دیده شدن به دست میگیرد، زندگیاش را برای همیشه تغییر خواهد داد.