تنها بر عرشه
Alone on Board
کِپرا فروشندهٔ بیمه است. روزی، پس از یک حمله، با زنی ناشناس که به نجاتش آمده ملاقات میکند. او را با تاکسی دستی میبرد و متقاعد میشود این ملاقات سرنوشتسازی بوده است. تصمیم میگیرد او را دنبال کند؛ حتی اگر لازم باشد رو به رویی با مرگ باشد... از فاصلهای بسیار نزدیک.