خط داستانی
در روستای هوندسلیگ، دو مهمانخانه وجود دارد که یکی بیش از حد است. وقتی مگدالنا برای مراسم خاکسپاری مادرش میرسد، میبیند که پدرش زاور با کسبوکار خانوادگی، مهمانخانه «روزی»، چقدر تحت فشار است. او تصمیم میگیرد آن را از ورشکستگی نجات دهد. برای از بین بردن رقابت، مهمانخانه «کاسا تونی»، او به روشهای ناعادلانه متوسل میشود. یک اختلاف شدید کل روستا را تقسیم میکند.