خط داستانی
یک تاجر در کنار یک آسیاب قدیمی که در مرکز یک سلول زندان رو باز قرار دارد از خواب بیدار میشود بدون آنکه چگونه به آنجا رسیده است. او که مجبور است برای زنده ماندن بهعنوان یک حیوان باری کار کند، باید قبل از تولد فرزندش راهی برای فرار پیدا کند.