خط داستانی
بوريس معلم جغرافیا در مدرسهای عادی در خاباروفسک است. زندگی او روال دارد. علاوه بر مدرسه و باغ، بوريس پسري به نام ميشا دارد که اخیراً از همکلامی با پدرش کمتر شده و به ندرت با هم ارتباط میگیرند. همه چیز وقتی تغییر میکند که ميشا به پدرش گوشی هوشمند قدیمیاش را برای تولد میدهد. بوريس شروع به درک گوشی میکند و در شبکههای اجتماعی ثبت نام میکند. به طور اتفاقی با زنی ناشناس به نام نادژدا دوست میشود. این دوستی فعال میشود و سرانجام به یک حادثه تعیینکننده تبدیل میشود. در سفری مشترک به سراسر روسیه، تعارضات قدیمی میان پدر و پسر آشکار شده و دلایل جدایی آنها روشن میشود.