بیابان عادی
Ordinary Wilderness
فِرد پسری بیانضباط در بیستوچند سالگی، در مکانی که برنامهریزیهایش به هم خورده است، مجبور میشود از خانهٔ مادرش بیرون برود و به اتاق مهمان برادر موفقترش منتقل شود. در تابستانی داغ در کارولینای شمالی، او تنها دوستی به نام دانِی دارد که با شور و جاهطلبیاش بزرگترین مانع برای خودِ اوست. با وجود رویاهای نویسندگی، هرچند با رابطهای تازه همراه است، مسیرش با توقفی روبهرو میشود و انسانیتش را در برابر زندگی که هرگز نمیخواست، میآورد.