خط داستانی
آقای لویال، که شغفش دفتریار است، به دستور یک بازیگر به یک کافه فرستاده میشود. دلیل: او میگوید میشلین، یک خواننده جوان که در آنجا کار میکند، آهنگهایش را دزدیده است. اما این دفتریار در عین حال یک مرد است و میشلین به قدری بر او جاذبه میگذارد که او را برای شب پناه میدهد و برایش یک شغل جدید در میرا دور، یک کاباره تازه تأسیس، پیدا میکند.