خط داستانی
داستان دو برادر ایندرا بانگساوان و ایندرا ساکتی را روایت میکند که به دستور پدرشان، اعلیحضرت، به جستجوی بولو پرندو رفتهاند. در حین جستجوی خود، طوفانی آنها را از هم جدا میکند و ایندرا ساکتی به سرزمینی به نام آنتاه برهی میرسد. این سرزمین به دلیل تاریخش که در آن یک گارودا به آن حمله کرده، بسیار ساکت است. از طرف دیگر، ایندرا بانگساوان به غاری میرسد که پدربزرگش، کوبان شاه، در آنجا زندگی میکند. او از پدربزرگش کمک میخواهد تا بولو پرندو را پیدا کند. پدربزرگش با کمال میل آماده کمک است اما قبل از آن باید به آنتاه پرماتا برود و با پوتری راتنا ساهرا ازدواج کند. آیا این دو برادر گمشده هرگز بولو پرندو را پیدا خواهند کرد؟