خط داستانی
در برابر مرگ قریبالوقوع پدرش، پستیِ روستا اُسوکار به مکزیک بازمیگردد و متوجه میشود که اکنون تنها مرد در میان گروهی از زنانی است که این مکان کوچک را ساکناند، جایی که تلفن و اینترنت هرگز به آنجا نرسیدهاند. در حالی که در تلاش برای بازگشت به ایالات متحده است، مسئولیت پست را به عهده میگیرد و به این ترتیب با داستانها و آرزوهای ساکنان، از جمله کودکی که درباره نامههای پدرش میپرسد، آشنا میشود. او برایش نامههای طولانیموعود را مینگارد و با او و مادرش، مارچا، رابطهای عمیق برقرار میکند. هر زمان که بالاخره میتواند برگردد، دیگر نمیخواهد برگردد و باید بین رفتن یا ماندن و بازسازی زندگیاش تصمیم بگیرد.