خط داستانی
سالِ کاملی طی شد تا موسیقی دان جولیانِ هوگسن دوباره کفش های دویدنِ خود را به پا کند—یک سال پس از آن که شریک زندگی اش، یوهان کونِگ، جان باخت. هرچند دوستش ریگه تا جای ممکن همراهی می کند، جولیان احساس انزوا و بی حوصلگی میکند. حالا با نفس نفس زدن و دویدن، او به افکارش که همیشه حول یوهان میگردد میپردازد و به زندگی اشان vitality میآورد.