خط داستانی
خالد و ریحانه در دانشگاه با یکدیگر آشنا میشوند و پس از شوخیهای معمولی به یکدیگر علاقهمند میشوند و ازدواج میکنند. ریحانه که از خانوادهای مرفه است، در مقابل خالد با موانعی در زندگی زناشویی خود به دلیل رفتارهای سختگیرانهی مادر شوهرش (سارکار ما) مواجه میشود. او تلاش میکند تا زندگی زناشوییاش را نجات دهد، تا اینکه به دلیل رفتارهای بیرحمانهی مادر شوهرش، فرزندش را از دست میدهد. پس از این حادثه، او تصمیم میگیرد از خالد جدا شود و او را ترک میکند.