خط داستانی
جونارد در تأمین مخارج زندگی با مشکل مواجه است. مادرش از افسردگی رنج میبرد و او و خواهرش مجبور به ترک تحصیل میشوند تا از او مراقبت کنند. یک روز، جونارد با دوستش رودل ملاقات میکند و رودل او را با دنیای سالنهای ماساژ آشنا میکند. رودل به او ماساژ یاد میدهد و او را به سالن ماساژ لمسی آسمانی میبرد، که تحت کنترل یک باند است و عمدتاً به همجنسگرایان خدمات میدهد.