زخمها
Ferite
یک کارگردان میانسال تئاتر در شرف اجرای نمایشی بر اساس رمان ناتمام داستایفسکی است. او در خانهای بزرگ و پرپیچوخم زندگی میکند که رازی را در خود پنهان کرده است. جذب زنان جوان میشود و در زندگیاش تعداد زیادی از آنان را داشته، اما تعداد کمی را دوست داشته و برای این تعداد اندک، پیوسته آیینی مرموز برپا میکند.