خط داستانی
دانشجوی آرتم با دختری جوان از دریای سیاه به نام کسیوشا عاشق میشود. پس از اینکه سرش به هوا میرود، همه چیز را رها میکند و برای دلبرش به جنوب روسیه میرود، جایی که هیچ چیزی درباره آن نمیداند. در دریا مشخص میشود که کاسیویا زیبا توسط دو رقابتگر جدی محلی با نامهای ملوان خوشتیپ و مأمور پلیس جسور محافظت میشود. به نظر میرسد که این دانشجوی سادهدل شانس ندارد. حتی کمک دوستان جدیدش هم به نظر میرسد که فقط کار را سختتر میکند. اما قهرمان ما حاضر نیست تسلیم شود: یعنی جنگ!