خط داستانی
آوا زندگی بسیار مرفه و خوشایندی داشته است: خرید، ناهار خوردن با دوستان و شرکت در کلاسهای مختلف. بابی، عشق زندگیاش، از او به بهترین شکل مراقبت میکرد. وقتی او ناگهان میمیرد، آوا بیپول و درمانده میشود و سفری تازه را آغاز میکند که هرگز در خواب هم نمیدید.