خط داستانی
فلور یک وان پر از سکه شکلاتی میخواهد. پدر ثروتمندش، بارون، نمیتواند این را فراهم کند، بنابراین او از سنت نیکولاس کمک میخواهد. وقتی حتی سنت نیکولاس نیز نمیتواند به او کمک کند، پدرش عصبانی میشود زیرا کسی به دخترش «نه» گفته است. او سنت نیکولاس را با بالون هوای گرمش ربود.