خط داستانی
سینان شاعر نابینا است و با نابیناییش آشتی دارد. همسرش نلگونو جهان بینایی را به او هدیه میخواهد و او را برای عمل جراحی قانع میکند. عمل موفق آغاز دیدن مبهم را به همراه دارد اما به تدریج مشکلات سازگاری پدیدار میشود. نلگونو باور دارد هرج و مرج به عادتهای نابینا برمیگردد و فشار برای سازگار شدن با جهان دیدن را بالا میبرد و این کشمکش به رویارویی تراژیک منجر میشود. در این مسیر، دکتر توضیح میدهد اگر جراحی دوم انجام نشود، سینان همچنان نابینا خواهد ماند.