ما هنوز شب سیاه عمیق داریم
We Still Have the Deep Black Night
کارن در برزیلیا در یک گروه راک پرانرژی آواز میخواند و ترومپت میزند، اما هیچکس در آنجا به آن علاقهای ندارد. در ۲۷ سالگی، او امیدش را به شهری که پدربزرگش به ساخت آن کمک کرده بود، از دست داده است. او در پی ردپای شریک سابقش در گروه، آرتور، به برلین میرود و شانسش را امتحان میکند.