گذار زمان
Lapse
چنگ مینگ دانشجو به طور اتفاقی قدرت های ماورایی به دست می آورد و متوجه می شود هر بار که از آن ها استفاده می کند حافظه اش را از دست می دهد و قسماً زندگی روزمره اش را با تلفن ثبت می کند. او با شاهدان حادثه اش لین و هویی به هم نزدیک می شوند و با آزمایش قدرت های ماورایی به هم نزدیک تر می شوند. او عاشق لین می شود اما وقتی می فهمد از خانواده ای ثروتمند است دچار اضطراب می شود. او می فهمد قدرت هایش چیزی به زندگی اش اضافه نمی کنند وقتی هویی او را برای نفوذ به صاحب کارخانه ای که مادرش را آزار داده است را تشویق می کند. او با تکیه تنها به دوربین هویی به کارخانه می رود.