ذهن و بدن
Mind and Body
چند سال پیش زمانی که تومومی از مدرسه به خانه بر می گشت دوستش کیکو را دید که از سوی مردی به سوی تجاوز می رفت تومومی با سنگ آن مرد را خواباند و کیکو را نجات داد در زمان حال کیکو گذشته خود را دفن کرده است و در توکیو بدن خود را می فروشد روزی تومومی از راه می رسد آنها یکدیگر را می بینند و کیکو اجازه می دهد تومومی در آپارتمانش بماند به زودی زندگی عجیبی این دو زن آغاز می شود و تومومی نیز بدنش را می فروشد