خط داستانی
ژرخه جوانی است که به دلیل سکته پدرش رویای آینده اش برای مدت کوتاهی به تعویق می افتد او سال ها از پدرش پرستاری می کند و در کنار کار نظافت چی کار می کند و به دنبال شغلی بهتر است زمانی که ناتالیا از تحصیل در خارج بازمی گردد آرزو می کند شغلی بهتر بیابد اما هیچ کارفرمایی به او به دلیل تجربه تنها در نگهبانی علاقه نشان نمی دهد برادر بزرگ ترش آنتونیو به زودی از زندان آزاد می شود و با حضور در زندان با پائولا آشنا می شود پائولا دختری زیباست که با دوست پسر زندانیش ارتباطی دارد و این رابطه مشکل ساز می شود