خط داستانی
این فیلم داستان روابط عاشقانه پیچیده در یک خانواده را روایت میکند. ناظم، داروساز، به خاطر اعتیادش به شبزندهداری، همسرش شاهیزر را نادیده میگیرد. برادرزاده ناظم، اسکندر، از وضعیت عمهاش ناراحت است. اما او به سمرا، که برای اولین بار در کلاپ میرقصد، علاقهمند میشود و با او میخوابد. سمرا همچنین همسر دختر همسایه، مُبجّل، و معشوقه بازیگر تئاتر، تورهان است. اسکندر به ملاقاتهای شاهیزر و تورهان مشکوک است و از روی حسادت به عمهاش، عشقش را به او اعلام میکند. حتی اگر ناظم از رابطه شاهیزر و اسکندر آگاه باشد، راهحلی که اجمل، که عاشق برادر مُبجّل است، پیدا میکند، همه چیز را شیرین خواهد کرد.