خط داستانی
'ایدهاکانی' داستان مهربان موهان (MGR) است که نظریه زندگی او 'برابری' است و او این نظریه را با تقسیم مساوی درآمد املاک خود با کارگرانش به عمل میآورد. او یک علاقه دیگر نیز دارد - او میخواهد به کشور خدمت کند - و به همین دلیل به عنوان افسر به نیروی پلیس پیوسته است. او با دختری نیازمند به نام لکشمی آشنا میشود و به توصیه یک خدمتکار سالخورده، اجازه میدهد او در خانهاش بماند. شایعات شروع به پخش شدن میکند و موهان تصمیم میگیرد با دختر ازدواج کند. اما خوشبختی او کوتاهمدت است. او با شوک بزرگی مواجه میشود وقتی متوجه میشود همسرش در قتل یک دانشمند برجسته دخالت دارد. حقیقت چیست؟ آیا لکشمی دانشمند را کشته یا بیگناه است؟ اگر او بیگناه است، پس مجرم کیست؟ موهان چگونه به دنبال حقیقت میگردد؟