خط داستانی
فیلم به تلاش های فیدل برای از سرگیری زندگی عادی پس از ویرانی ناشی از درگذشت همسرش میپردازد. او به دوست قدیمی خود کرسپن و همسرش ایرن میپیوندد. تلاشی محتاطانه با زن دیگری ناموفق میشود و فیدل در آغوش ایرن میافتد. در همان شب، دختر جوانی به طرز وحشیانهای کشته میشود. فیدل که قادر به توضیح whereabouts خود نیست، به عنوان مظنون اصلی شناخته می شود و در نهایت به زندان می رود. در این بین کرسپن از خیانت ایرن مطلع میشود و دوستی او به آزمون میرسد هنگامی که فیدل فرار میکند، مجروح میشود و از کرسپن میخواهد او را بکشد و از عذاب رها سازد.