خط داستانی
فیلم مقامی با نام کلی سفری است به ترس پیرمردان از نزدیک شدن به مرگ. لئون و زاهارولا برای تعطیلات سالانهشان به یک اقامتگاه تابستانی میروند. به جای انتظار لذتبخش آشنا، حالشان گرفته است زیرا دخترشان به تازگی ازدواج کرده و برای ماه عسل رفته است. زندگی بدون او برای زوج دلتنگکننده است و آنها نمیتوانند از این حقیقت فرار کنند که مرگ خیلی دور نیست. وقتی به اقامتگاه میرسند، لئون سعی میکند با پرش وحشیانه به دریا، بدن خود را در آبی بیابد و زاهارولا نیز در میان موجها به او میپیوندد. اما نتیجهها همان چیزی نیست که انتظار داشتند.