خط داستانی
به طور اتفاقی، لک مکان برادرش اَد را که پانزده سال پیش به طور اسرارآمیزی ناپدید شده بود کشف می کند. او در نهایت با Els در مزرعه ای دورافتاده با دیگران زندگی می کند. لک تصمیم می گیرد چند روز بماند، اگرچه در ابتدا همسرش میکه خوشامد ندارند. پس از مدتی میکه به خانه برمی گردد. همچنین لک صداهای عجیبی را از خرگاه مزرعه می شنود و تصمیم می گیرد دنبال ماجرا برود. او رازی که اَد و els سال هاست مخفی کرده اند کشف می کند.